این جا گلخانه ای است برای جمع آوری و نگهداری گلهای دماغ پرور و زیبای شعر و ادب ، که به تدریج از چنین گلهایی پر خواهد شد تابرای عزیزانی اهل ذوق که به تماشای این گلخانه بیا یندهر چه بیشتر دیدنی و..... باشد - تماشا خوش!!ا
بی شک دسترسی به تازه سروده های نغز استاد محمد قهرمان و چاپ آنها در این جا برای دست اندر کاران گلخانه پیام آشنا موهبتی بوده وهست که انشاالله این خدمت همچنان برای دوستدارن شعر و ادب فارسی وبه خصوص برای علاقه مندان اشعار استاد قهرمان ادامه خواهد داشت - و اما به پیشنهاد چند نفر از عزیزان ادیب و شعر دوست تصمیم گرفتیم در فاصله چاپ آثار استاد قهرمان کمافی السابق، با پست کردن شعر هائی گلچین شده از سروده های دیگر شعرا درتنوع بخشیدن به گلهای این گلخانه کوتاهی نکرده باشیم! با تشکر فراوان از عزیزانی که ما را در این مورد راهنمائی کردند ، سروده زیبای زیر از محمد زهری را می خوانیم! ا
پابند
-محمد زهری
گفتم : اگر پری بگشایم بر دشت های گمشده پرواز می کنم پست و فراز را ز زبر سایه می زنم بر اوج کوه گردش شهباز می کنم اما چو پر بگشودم پروازگاه من قفس بود! ا
گفتم : اگر لبی بگشایم دشت و دمن ز گفته پرآواز می کنم چون طبل سخت کوفته فریاد می زنم چون نی ز دل خروشم و اعجاز می کنم اما چو لب بگشودم آوازهای من نفس بود! ا
کنج قفس نشستم و در خلوت سکوت غمگین گریستم! ا زین رنج می برم که ندانم در این قفس پابند کیستم؟ خامش ز چیستم؟
می بینم این بارهم شب ازنیمه گذشته! پنجشنبه شب است!! و به گفته استاد قهرمان درغزل زیبای زیر " شش روزهفته چون باد گذشت " و جمعه رسید. جمعه ای که سالهاست همیشه سر راهش تا این دیار،اول در آن دور ها سراغ خانه! می رود! ولی دریغ ...از راههای دور خبر دیر می رسد . آخر چقدردیر؟!ا
خوشحالیم که سه غزل دریافتی از نو سروده های استاد محمد قهرمان را برای تقدیم به علاقمندان شعروغزل به ترتیب دراین پست و دو پست بعدی وارد می کنیم . از اولین غزل در زیر لذت ببریم!ا .